تفاوت تربیت عادت مهارت اخلاق هوش استعداد و آموزش در تربیت کودک و نوجوان

تربیت کودک

درک تفاوت تربیت عادت مهارت اخلاق هوش استعداد و آموزش به عنوان مفاهیم پایه تربیت کودک برای مواجهه با انبوه اطلاعات و دستورالعمل‌های ارائه شده در فضای مجازی و رسانه‌ای برای والدینی که در این حوزه تخصص ندارند، ضرورت دارد.

والدین کودکان و نوجوانان فعلی، که متولدین دهه‌های 50 تا 70 خورشیدی بشمار می‌روند، عموما به دلیل فضای فکری، فرهنگی و اجتماعی و همچنین نظام آموزشی، پرورشی و رسانه‌ای حاکم بر کشور در دهه‌های مذکور، در موضوع تربیت فرزندانشان در مقایسه با نسل‌های قبلی بسیار آرمانگرا و حساس هستند. این آرمانگرایی از یکسو و بمباران مفاهیم مربوط به فرزندپروری در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های موجود از سوی دیگر، ضمن اینکه این والدین جوان را سردرگم نموده، بلکه تهدید بالقوه‌ای برای تربیت نسل جدید بشمار می‌رود. یکی از مفاهیم پرکاربرد و در عین حال گمراه کننده و خطرناک استعدادیابی است.

ضرورت درک تفاوت تربیت عادت مهارت اخلاق هوش استعداد و آموزش برای والدین

متخصصین ما در مجله تخصصی کودک و نوجوان آریاکید در تلاشند تا با ایجاد یک منظومه فکری روشن، به درک آسان مفاهیم فرزندپروری کمک نمایند. در این مقاله تلاش شده است تا در گام اول تفاوت بین مفاهیم اساسی این حوزه شامل آموزش، تربیت، عادت، مهارت، اخلاق، هوش و استعداد به زبانی ساده بیان شود. اگر شما به آگاهی لازم در مورد تفاوت‌ها و تلاقی بین این مفاهیم دست‌یابید، در مواجهه با انبوه اطلاعات و مفاهیمی که در رسانه‌های مختلف با آن مواجه می‌شوید، سردرگم نشده و به بینش لازم برای دسته بندی و اولویت‌بندی مفاهیم مختلف در حوزه فرزندپروری مجهز خواهید شد.  

در این مقاله ضمن مرور مختصر بر این مفاهیم تلاش می‌شود که تفاوت آنها به زبان ساده تبیین شود و مطالعه تفصیلی در مورد هر یک از مفاهیم به مقالات مربوطه در همین مجله تخصصی ارجاع می‌شود.

آموزش و تعلیم

آموزش تلاشی است که معلم برای انتقال معلوماتی خاص به شاگردان خود به کار می‌برد و عمدتا به مهارت معلم و نوع محتوای درسی که معلم به انتقال آن می‌پردازد، بستگی دارد. به عبارت دیگر آموزش فرآیندی است که طی آن دانش و در شرایط خاص مهارت به فراگیران انتقال می‌یابد. یعنی کودک یا نوجوان در این فرآیند به دانش جدید و یا مهارت جدید مجهز می‌شود. مثلا با مفاهیم ریاضی، علوم، جغرافیا و … آشنایی پیدا می‌کند. بسیاری بر این عقیده‌اند که آموزش می‌بایست کاربردی باشد و برای حل مشکلات زندگی و یا بهتر زیستن به کار آید.

آنچه که میل به آموختن را ایجاد می‌کند یا یک نیاز است و یا میل فطری انسان برای دانستن که درصورت پرورش(تربیت) می‌تواند یک میل شدید برای جستجو، پرسشگری و اکتشافات علمی ایجاد نماید.

برخی نیز آموزش را فرآیند انتقال دانش و تعلیم را فرآیند انتقال مهارت می‌دانند. فارق از این اختلاف نظرها می‌توان دو مفهوم انتقال دانش و انتقال مهارت را مستقل از هم تجسم نمود. هرچند نمی‌توان مرزی روشنی بین آنها ترسیم نمود.

تفاوت دانش و مهارت چیست؟

مهارت توانایی خاصی است که بدست آوردن آن علاوه بر کسب دانش، به تمرین و تکرار نیاز دارد. به عنوان مثال با آموختن دانش رانندگی نمی‌توان رانندگی کرد، بلکه کسب مهارت رانندگی نیازمند تمرین و تکرار است. برای آموزش‌های مهارتی معمولا دو مرحله در نظر گرفته می‌شود. یکی آموزش دانش و علوم مورد نیاز متناسب با مهارت مورد نظر و دوم ایجاد مهارت از طریق انجام و تکرار فعالیت‌های خاص.

دانش از مغز سرچشمه می‌گیرد و مبتنی بر اطلاعاتی است که در مواجهه با جهان‌بینی و باورهای فرد توسعه می‌یابد و توسط فرد مجددا تعبیر می‌شود. لذا اطلاعات یکسان هنگام ورود به ذهن افراد مختلف به دانش یکسانی منجر نمی‌شود.  

مهارت لازمه موفقیت در بسیاری از مشاغل است. رانندگی، خلبانی، جوشکاری، مکانیکی، تعمیرات، سخنرانی، مدیریت، خوانندگی، نوازندگی و … . مهارت حاصل آموزش(انتقال دانش)، تجربه و به نوعی تربیت است، که در یک دوره زمانی نسبتا طولانی در شخص ایجاد می‌شود و درصورت بکارگیری در او باقی می‌ماند.

دانش مهارت تربیت

تربیت و مهارت

تربیت در معنای لغوی عبارتست از: پرورانیدن، پروردن و پرورش دادن. از نظر مفهومی نیز یعنی زمینه‌سازی برای پرورش استعدادهای درونی انسان.

استعدادهای درونی انسان از یک نگاه به دو دسته تقسیم می‌شوند:

یکی استعدادهایی که بین همه انسان‌ها مشترک است و به عبارتی در فطرت همه انسان‌ها نهاده شده‌است. مانند محبت، حقیقت‌جویی، زیبادوستی، میل به مبداء، حیاء، خداجویی و میل به مبداء،

دوم استعدادهایی که فطری نیست و از فردی به فرد دیگر متفاوت است. صدای خوب، حافظه خوب، استعداد موسیقی، استعداد نقاشی،

هرچند تعیین مرز بین این دو بسیار مشکل است و ممکن است درمورد تطبیق انواع استعدادها بین این دو اختلاف نظر باشد، ولیکن در موضوع فرزندپروری می‌تواند تاحد زیادی راهگشا باشد.

نگاه اول

بعضی‌ها پرورش استعدادهای فطری(دسته اول) را موضوع تربیت، و پرورش استعدادهای خاص(دسته دوم) را موضوع مهارت می‌دانند.

به عنوان مثال میل به محبت بذری است که در فطرت همه وجود دارد. کسانیکه که در محیط عاطفی و پرمحبت پرورش می‌یابند، این قابلیت در آن‌ها پررنگ‌تر شده و به اصطلاح می‌گوییم، فلانی با محبت و مهربان است. یا برعکس فلانی نامهربان و خودخواه است. مصطلح نیست که محبت را یک مهارت بشماریم. هرچند مانند مهارت نیاز به تمرین، پرورش و رشد دارد.

در مقابل کسیکه استعداد خوانندگی دارد، نیز با تمرین، ممارست و آموزش می‌توانند خواننده موفقی شود. هر کسی نمی‌تواند با تمرین خوانندگی، خواننده شود ولی محبت را می‌توان در همه پرورش و توسعه داد.

تربیت لازمه ارتقاء مهارت

مربیگری در پرورش استعدادها (چه استعدادهای فطری و چه استعدادهای اختصاصی افراد) بسیار اهمیت دارد و یک مربی حاذق می‌تواند ضمن انتقال موثر دانش لازم، به انجام درست تمرین و تکرار برای پرورش استعداد یا به فعلیت رساندن آن نیز کمک نماید.

برخی مهارت‌ها نیز متاثر از مجموعه‌ای از استعدادهای نوع دوم هستند. مثلا مهارت رانندگی در افراد مختلف متغاوت است. علت آن تفاوت در قابلیت‌هایی مثل سرعت واکنش، هوش تجسمی و فضایی، هوش بدنی و … از یکسو و میزان بهره‌مندی از دانش مکانیک از سوی دیگر است.

تفاوت عادت و تربیت چیست؟

از نظر علمای قدیم، آدم تربیت شده کسی است که فضیلت‌های اخلاقی در او به صورت عادت درآمده باشد. در نظریات روانشناسی رفتارگرا نیز مشابه این مفهوم وجود دارد. ویلیام جیمز نقش عادت را در تربیت مهم می‌داند و می‌گوید: در تعلیم و تربیت مهم این است که سیستم عصبی را با خود متحد کنیم. یعنی تلاش کنیم تا جزئیات زندگی روزمره را بدون زحمت و بصورت غیر ارادی انجام دهیم. ارسطو نیز عادت را لازمه تربیت می‌داند.

در مقابل برخی نیز عادت را فاقد جوهره عقلانی می‌دانند و معتقدند، عادت انسان را تبدیل به ماشینی خودکار می‌کند که فاقد انگیزه، ابتکار، خلاقیت و احساس مسئولیت است. کانت درباره تربیت کودک می‌گوید؛ تلاش برای عادت دادن کودک به هرچیزی مخاطره آمیز است. عادت مستلزم ثبات و تکرار فعالیت است و هرچند در مهارت‌های مبتنی بر فنون مفید است ولیکن فاقد اراده و انگیزه است و کودکی که برمبنای عادت به رفتارهای از پیش تعیین شده پرورش می‌یابد، ذهن و فکرش تعطیل شده و فاقد خلاقیت خواهد بود.

آیا عادت همیشه و همه جا بد است؟

عادت در انجام رفتارهای ارزشی در مقابل تربیت قرار می‌گیرد و صرفا در رفتارهای غیر ارزشی و بی‌نیاز از خلاقیت، اراده و انگیزه می‌تواند مورد توجه باشد. بسیاری از مهارت‌های زندگی مانند نوشتن، خواندن، ساعت خوابیدن و .. از این نوعند. پس عادت همیشه و همه جا بد نیست. البته برخی عادات مادی و جسمانی مانند سیگارکشیدن، پرخوری کردن، بدخوابیدن و … نیز جزء عادات بد و انفعالی بشمار می‌روند.

این مفهوم به نحوی بیان کننده تفاوت بین تربیت انسان و حیوان نیز بشمار می‌رود. تربیت حیوان بر مفهوم شرطی سازی و ایجاد عادت استوار است و می‌توان در مورد ابعاد مادی تربیت انسان نیز بکار رود ولیکن تربیت بعد روحی، روانی، انسانی و اخلاقی نمی‌تواند بر عادت پایه‌گذاری شود.

تفاوت تربیت و اخلاق چیست؟

همانطور که در بخش‌های قبلی گفته شد، واژه تربیت بر پرورش استعدادها و توانایی‌های درونی انسان دلالت می‌کند. این درحالی است که اخلاق امری مقدس و خاص انسان است و تربیت شامل حیوانات نیز می‌شود. موضوع علم اخلاق، شناخت مصادیق ارزش‌ها و راه‌های کسب فضائل و ترک رذائل است.

شهید مطهری در کتاب تعلیم و تربیت در اسلام در مورد تفاوت اخلاق و تربیت می‌گوید(نقل به مضمون): ” تربیت مفهوم پرورش و ساختن را می‌رساند و بس. در مفهوم تربیت قداست وجود ندارد. اما در مفهوم اخلاق قداست وجود دارد. اخلاق اختصاص به انسان دارد. اگر اخلاق را صفات انسانی و اعمال و رفتار عالی انسانی در نظر بگیریم، اخلاق در این معنا یکی از مهم‌ترین ثمرات تربیت است.”

تفاوت تربیت عاد مهارت اخلاق هوش استعداد

براین اساس اخلاق تمام موضوع تربیت نیست. پرورش استعدادهای فکری، ذهنی و ذوقی و … نیز همگی در دایره تربیت و موضوع آن هستند. مثلا پرورش حافظه، قدرت استنتاج، استعدادهای هنری و ذوقی اگرچه در محدوده تربیت قرار می‌گیرند، ولی چون مستقیما با صفات اخلاقی مرتبط نیستند، جزء اخلاق محسوب نمی‌گردند.

تفاوت هوش، استعداد و مهارت

در یک تعریف هوش عبارتست از: توانایی یادگیری و کاربرد مهارت‌های لازم برای سازگاری با نیازهای فرهنگ و محیط فرد. یکی از یکی از کاملترین تعاریف از هوش در سال 1983 توسط هوارد گاردنر ارائه شد که تفکرات سنتی در مورد هوش را بهم ریخت. در این تعریف هوش دارای هفت بعد معرفی شد که بعد از آن توسط خود گاردنر و دیگران به 10 بعد بسط و توسعه یافت. انواع هوش در این تعریف عبارتند از : هوش منطقی، هوش تجسمی، هوش کلامی، هوش موسیقایی، هوش بدنی، هوش هیجانی، هوش درون فردی، هوش طبیعت‌گرا، هوش معنوی، هوش وجودی.

تعریف جدید هوش مبتنی بر ابعاد ده گانه، بر تعریف استعدادهای انسانی نیز تاثیر گذاشت. در یک تعریف استعداد عبارتست از قابلیت و توانایی خاص در یادگیری و انجام ماهرانه یک کار خاص.

به نظر می‌رسد ابعاد ده‌گانه هوش استعدادهای کلانی هستند که ترکیب سطوح مختلف از آنها در کنار ترکیب‌های مختلف از قابلیت‌های جسمی و روحی، حواس پنجگانه و برخی ویژگی‌های دیگر، ترکیبات متنوعی از استعدادهای جزئی‌تر و خاص را شکل می‌دهند.

به طور خلاصه می‌توان گفت: ابعاد ده‌گانه هوش درواقع سطوح کلان استعداد بشمار می‌روند. افراد مختلف از سطوح متفاوتی از هوش در هر یک از ابعاد ده‌گانه برخوردارند. ترکیبات مختلف این ابعاد ده‌گانه انسان‌های متنوعی با استعدادهای گوناگون ساخته‌است. پرورش استعدادها در هر فرد به مهارت‌هایی منتهی می‌شود که نیازهای مشخصی را برطرف می‌کنند.

تفاوت استعداد و مهارت

همانطور که در تعریف مهارت ذکرشد، مهارت عبارتست از پرورش استعداد خاص برای برطرف کردن یک نیاز خاص. بسیاری از مهارتها متاثر از ترکیبی از ابعاد مختلف هوش هستند. برخی نیز ترکیبی از برخی ابعاد هوش و همینطور برخی ویژگی‌های جسمی‌اند. مثلا مهارت یک پیانیست علاوه بر میزان برخورداری از هوش موسیقایی، به قابلیت شنوایی و توانایی تفکیک تن اصوات و همچنین میزان تسلط بر حرکات دست و سرعت واکنش آن نیز مربوط است. احتمالا هوش منطقی و ریاضی نیز بر کیفیت درک نظم و ترتیب نت‌ها موثر است. ترکیب متفاوت این پارامترها باعث تفاوت در استعداد و در نتیجه سطح مهارت پیانیست‌های مختلف می‌شود. البته آموختن دانش مورد نیاز و کمیت و کیفیت تمرین و تکرار عامل موثرتری بشمار می‌رود.

برخی مهارت‌ها عمومی‌اند و همه افراد باید برای کسب این مهارت‌ها تلاش نمایند. هرچند استعداد آن‌ها برای ماهر شدن در این زمینه‌ها متفاوت است. مثل مهارت‌های پایه زندگی(تصمیم‌گیری، حل مسئله، خودآگاهی، همدلی، مدیریت رابطه، … رانندگی و …)

برخی مهارت‌ها نیز مختص افراد با استعدادهای خاص است و عموما زمینه شغلی افراد را نیز تعیین می‌کند. مثل خوانندگی، نوازندگی، نقاشی، مدیریت، مهارت‌های ورزشی و سایر زمینه‌های تخصصی.

  • استعداد جنبه ذاتی دارد و مهارت جنبه اکتسابی
  • سرعت بالای یادگیری یک مهارت، نشان از استعداد افراد است.
  • اگر در انجام کاری استعئائ ئاشته باشید ولی مهارت لازم را کسب نکنید، محکوم به شکست خواهید بود.

تفاوت‌های اخلاق و مهارت در چیست؟

اخلاق و مهارت، هر دو در نتیجه تعلیم و تربیت انسان ایجاد می‌شوند. آگاهی از موضوع مورد تربیت و تمرین و ممارست لازمه بدست‌آمدن هر دواست.  موضوع مهارت قابلیت‌هایی است که انسان برای زندگی روزمره و رفع احتیاجات فردی و اجتماعی‌اش به آن‌ها نیازمند است. اما موضوع اخلاق پرورش ویژگی‌ها و قابلیت‌های فطری است که باعث تقویت حالات، صفات و رفتارهای خوب شده و مانع حالات، صفات و رفتارهای بد شود.

پس در تربیت و پرورش کودکان و نوجوانان دو زمینه تربیتی وجود دارد:

  • تربیت و پرورش هوش، استعدادها و مهارت‌های مورد نیاز برای ارتقاء کیفیت زندگی
  • تربیت و پرورش تفکرات، صفات و رفتارهای مثبت اخلاقی و از بین بردن تفکرات، صفات و رفتارهای منفی

جمع‌بندی تفاوت تربیت عادت مهارت اخلاق هوش استعداد و آموزش:

  • تعلیم و آموزش

فرآیند انتقال دانش است. دانش لازمه رشد بینش و تعیین کننده سطوح بهره‌برداری از استعدادهای مختلف فطری و اختصاصی افراد است.

  • تربیت

فرآیندی است که در آن استعدادهای فطری عمومی و همچنین استعدادهای منحصربفرد افراد، پرورش یافته و به فعلیت می‌رسد. پرورش استعدادهای عمومی و فطری بصورت اخلاقیات در افکار، صفات و رفتار ظاهر می‌شوند و پرورش استعدادهای خاص بصورت مهارت نمود می‌یابد.

  • مهارت

توانایی خاصی است که بدست آوردن آن علاوه بر کسب دانش، به تمرین و تکرار نیاز دارد. مثل رانندگی، نوازندگی، نقاشی و … . لازمه کسب مهارت برخورداری از استعداد لازم در آن زمینه است.

  • عادت

نیز با تکرار و تمرین بدست می‌آید. در برخی زمینه ‌ها که نیاز به خلاقیت، هوشیاری و اراده ندارد مفید است ولی در زمینه‌های ارزشی و مهارتی که نیازمند اراده، خلاقیت و هوشیاری است در مقابل تربیت قرار می‌گیرد.

  • اخلاق

عبارتست از صفات و رفتارهای عالی انسانی که مانند مهارت در نتیجه تربیت و تمرین و تکرار بدست می‌آید و برخلاف عادت نیازمند بینش، انگیزه و اراده است.

  • هوش

عبارتست از توانایی یادگیری و کاربرد مهارت‌های لازم برای سازگاری با نیازهای فرهنگ و محیط فرد. ده بعد هوش در نظریات متاخر عبارتند از: هوش منطقی، هوش تجسمی، هوش کلامی، هوش موسیقایی، هوش بدنی، هوش هیجانی، هوش درون فردی، هوش طبیعت‌گرا، هوش معنوی، هوش وجودی.

  • استعداد

به قابلیت‌های موجود در انسان گفته می‌شود که به فعلیت رسیدن آن‌ها مستلزم تربیت و پرورش است. بخشی از این استعدادها فطری و در همه انسان‌ها موجودند. برخی نیز از انسانی به انسان دیگر متفاوتند و متاثر از ترکیبات مختلف سطح هوش در ابعاد ده‌گانه آن هستند. مثلا کسی که هوش منطقی و هوش موسیقایی بالاتری دارد در مقایسه با شخصی که در این دو بعد ضعیف‌تر ولی مثلا در هوش بدنی و طبیعت‌گرا قوی‌تر است از ترکیب استعدادهای متفاوتی برخوردار است و قاعدتا مسیر شغلی متفاوتی برای موفقیت خواهد داشت.

همه چیز درباره هوش بدنی – جنبشی

همه چیز درباره هوش بدنی و جنبشی

هوش بدنی

از نظر گاردنر، هوش بدنی و حرکتی شامل:
۱- استعداد کار با اشیاء و
۲- به کارگیری حرکات ظریف انگشتان یا دست‌ها و همچنین استفاده از کل بدن است.

از نظر او «اگر چه این دو استعداد دارای کانون های جداگانه در مغز هستند، ولی این دو مهارت برای انجام بسیاری از کارها با هم هماهنگ هستند»(گاردنر، ۲۰۱۱).

به عبارت دیگر هوش بدنی یعنی؛ ۱-توانایی کنترل ماهرانه حرکت های بدن و ۲-استفاده ماهرانه از اشیا

افرادی که هوش بدنی بالایی دارند، علاقمند به انجام کارهایی هستند که بدن و به خصوص دست آنها را درگیر می کند. مثل رشته های ورزشی، کارهای فنی و مکانیکی، صنایع دستی، هنرهای ظریف و… .

متخصصان بر این باورند که هوش بدنی نیز مانند سایر ابعاد هوش هم ناشی از عوامل ژنتیکی و هم محیطی است. ورزش و تحرک عامل محیطی مهمی است که نه تنها باعث تقویت هوش بدنی می‌شود بلکه سایر ابعاد هوشی را هم تحت تاثیر قرار می دهد.

یک تفکر غلط در گذشته

در برخی تفکرات سنتی، یک گسستگی بین فعالیتهای ذهنی و فعالیتهای بدنی وجود دارد . این تفکر نادرست این اندیشه را القا می کند که آنچه با بدن انجام می دهیم، کم ارزش‌تر از آن چیزهایی است که با ذهن انجام می دهیم. مثلا فعالیت های ذهنی بر فعالیت های بدنی شرافت دارند.

ضرب المثل عقل سالم در بدن سالم، بیانگر اهمیت هوش جسمانی است.

اگر بدن سالم تری داشته باشیم، توان تفکری بهتری هم خواهیم داشت.

وضعیت جسمانی در روش تفکر موثر است و حتی برخی از حرکات بدنی منجر به یافتن ایده های خاص می شود.

روانشناسان معتقدند که بین قابلیت های بدن و توانایی های شناختی ارتباط مستقیمی وجود دارد.

بر مبنای یافته های نورولوژیکی یک گرایش واضح در همانند سازی فرآیندهای اندیشه با مهارتهای بدنی وجود دارد.

تقویت هوش بدنی در کودکان

سقراط وقتی که می خواست ایده هایش را برای شاگردانش تشریح و تبیین کند به همراه آنان به گرد استادیوم لیسیوم واقع در آتن راه می رفت و در حین قدم زدن با آنها گفتگو می کرد. همچنین امانوئل کانت، فیلسوف بزرگ آلمانی هر روز صبح زود از خواب برمی خواست و مسیری را که به رودخانه نزدیک خانه اش منتهی می شد، پیاده طی می کرد.

به گفته خودش، فلسفه اش را در حال طی کردن این مسیر هر روزه طرح ریزی می کرد.

مرقبت از بدن را جدی بگیرید

– به بدنتان گوش دهید؛

وقتی خیلی احساس خواب می کنید، یا توان بلند شدن از رختخواب را ندارید و یا دردی در بدن خود احساس می کنید، به ندای بدن توجه کنید و آن را از ضعف قدرت اراده تفکیک نمایید.

– به ارگونومی محیط در رابطه با بدنتان توجه نمایید؛

وضعیت نشستن، راه رفتن، نفس کشیدن، خوابیدن و موقیت بدن در همه فعالیت ها باید مورد مراقبت باشد.

از موقعیت هایی که توام با فشار و استرس است دوری کنید.

مهارتها و نشانه های هوش بدنی بالا

آنها درک خوبی از حس تعادل و هماهنگی دست و چشم دارند.

از حرکات فیزیکی لذت می برند.

براحتی حرکات بدنشان را کنترل می کنند و با مهارت اشیاء را جابه جا می کنند.

این افراد توانایی های بدنی خود می شناسند و با استفاده از قدرت و توانایی های بدنی و هماهنگی لحظه به لحظه ذهن و بدن حرکات فیزیکی خارق العاده ای را میتواند انجام دهد که حتی شاید از دید بیننده تجزیه و تحلیل آن حرکت بسیار دشوار باشد.

افراد دارای هوش بدنی بالا درک خوبی از حس تعادل و هماهنگی دست و چشم یا پا و چشم دارند. طبق بررسیهای محققان یکی از دانشگاههای ایالت میشیگان در سال ۱۹۹۵، استاد بزرگ هنرهای رزمی – بروسلی -یکی از بزرگترین نوابغ هوش بدنی معرفی شده است.

هماهنگی ذهن و دیگر اعضا آرامش و تمرکز بالایی برای انسان بوجود میاورد به طوری که یک ورزشکار که در آن واحد در حال انجام یک حرکت ورزشی است به طور کامل تک تک اعضای خود را تحت کنترل دارد و هر زمان که اراده کند میتواند انها به کار گیرد.
انجام حرکات ورزشی، رقص و حتی بازیگری برای این افراد ساده تر از دیگران است. می توانند با بدنشان حرکات ظریف و هنری انجام دهند. قادرند حرکات دیگران را به خوبی تقلید کنند و در رشته ورزشی خاص خود بدرخشند.

اگر حداقل در یک ورزش یا فعالیت فیزیکی به صورت منظم شرکت دارید و یا بر کارهای که با دست انجام می شود علاقمندید شک نکنید که شما دارای هوش بدنی بالایی هستید. ضمن اینکه ورزش و تحرک هم باعث تقویت هوش بدنی می شود.

هوش بدنی و سلامت عقل

برخی از مهارتها و قابلیتهای افراد دارای هوش بدنی بالا عبارتند از:

هماهنگی خوب اجزاء بدن با یکدیگر و با دستورات ذهن

موفقیت در رشته های ورزشی و حرکات موزون،

استفاده خوب از زبان بدن و ابراز احساسات از طریق بدن

کار با صنایع دستی،

هنرپیشگی،

تقلید حرکات،

توانایی استفاده از دست ها برای ساختن اشیاء، مثلا هنرنمایی در گل بازی، خمیر بازی و سفالگری

توجه داشته باشید که این هوش در سطوح بالا و حرفه ای فقط زمانی بروز میکند که فرد بدنی ورزیده و بسیار آماده داشته باشد.

این امر نیز مستلزم تمرینات طاقت فرسا برای به نتیجه رساندن استعداد موجود در بدن است.

افراد دارای هوش بدنی بالا برای چه مشاغلی خوبند:

برخی از مشاغل مناسب برای این گروه عبارتند از:
ورزشکار، رقصنده، طراح و مدل ساز ماهر، جراح، مجسمه ساز، هنرپیشه، صنعتگر، طلا‌ساز، معمار، فروشنده، آهنگر، نوازنده، خیاط، آشپز، نجار، مکانیک، تعمیرکار، آرایشگر، فیزیوتراپ استاد تربیت بدنی اشاره کرد.

برخی مشکلات کودکان دارای هوش بدنی بالا

کودکانی که دارای هوش بدنی خوبی هستند، ممکن است، ناسازگار، شرور و بی توجه به درس به نظر برسند.

چنین تصوری ممکن است منجر به شکست تحصیلی یامدرسه گریزی آن ها شود.

این کودکان ممکن است در بیشتر کلاس‌ها بی‌قرار به نظر برسند؛

دادن چیزی برای نگه داشتن در دست به سادگی ممکن است این مشکل را حل کند.

شرکتی با ملاحظه این مسئله طی آزمایشی مقداری بازی اجرایی را به جلسه‌ی شرکت آورده و به هر یک از اعضای حاضر یک نوع ابزار نیزه مانند داده شد تا در دست نگه دارند، ملاحظه شد که فرآوری و خلاّقیت در گروه به طور معناداری افزایش پیدا نمود. تأثیر مشابهی می‌تواند بر دانش‌آموزان دارای هوش جنبشی به دست آید. ممکن است آن‌ها فقط نیاز داشته باشند، چیزی را در دستشان نگه دارند تا مغزشان را آرام کنند و برای تفکر و یادگیری فرصت پیدا نمایند.

ممکن است کسانی را دیده باشید که در سر کلاس، مدام به اصطلاح “وول” می خورند و نمی توانند ثابت و ساکن بنشینند و بر مطالب درسی متمرکز شوند. این افراد موقع مطالعه یا فکر کردن راه می روند، قدم می زنند، مسائل را گاهی روی رکاب زدن بر دوچرخه حل می کنند، کلاس درسی که آرام و ساکن باشد برای این افراد بازدهی یادگیری بالایی ندارد. بالعکس کلاس درسی که حرکت در آن آزاد باشد و دانش آموزان بتوانند آزادانه در کلاس حرکت کنند، اشیاء را جابه جا کنند یا حرکات بدنی حتی کوچکی مثل مرتب کردن کارت ها یا پر کردن جدول پای تخته را انجام دهند بار یادگیری را برایشان افزایش می دهد.

اینها احتمالا هوش بدنی بالایی دارند.

توصیه هایی به معلمین

– از بچه ها نخواهید همگی آرام و بی حرکت و مجسمه وار به شما و تخته سیاه زل بزنند و به درس گوش کنند.

– حرکت های متین و کنترل شده را در کلاس آزاد بگذارید

( مثلا اگر کسی می خواهد به طرف میز دوستش حرکت کند و سوالی از او بپرسد، باید اجازه اش را داشته باشد).

– فعالیت های آموزشی پر جنب و جوش را برای شادی و نیز پرورش هوش بدنی بچه ها در برنامه کلاس بگنجانید

– جدولی یا نموداری پای تخته بکشید و از بچه های بخواهید پای تخته بیایند و جاهای خالی را پر کنند

– کارهای گروهی را به کلاس اضافه کنید

– یک نمایشنامه کوچک یا نقش بازی کردن ساده را به برنامه کلاس خود بیفزائید

– از مدل ها و وسایل کمک آموزشی برای تدریس خود استفاده کنید و بگذارید بچه ها آنها را لمس و دستکاری کنند و تجربه به دست بیاورند

– آزمایش های ساده و مرتبط با موضوع درس را در برنامه درسی دانش آموزان بگنجانید.

– ورزش و فعالیت های بدنی دانش آموزان را جدی بگیرید.

هوش بدنی و قابلیت های بدنی

نکته مهم:

توجه به این نکات مهم است که:

اگر نشانه هایی از بالا بودن هوش بدنی در کودکتان مشاهده نمی کنید نباید انجام فعالیت هایی (ورزش ها و …) که در مورد رشد هوش بدنی توصیه شده است را کنار بگذارید.

این را بدانید که عقل سالم در بدن سالم است.

هرچقدر آمادگی و انعطاف بدنی بیشتر باشد ظرفیت بهره گیری از سایر ابعاد هوش نیز بیشتر خواهد بود.

در انتخاب رشته ورزشی، علاوه بر آناتومی بدن به علایق و تیپ شخصیتی کودک نیز توجه نمایید.

رشته ورزشی می تواند حلال برخی نقاط ضعف شخصیتی کودک نیز باشد.

اگر کودکانی که دارای هوش بدنی بالاتری هستند، از فرصتها و آموزشهای متناسب با این بعد از هوششان بهره مند شوند، می توانند دارای تخصص هایی شوند که نیاز به کار ظریف، سریع و قوی با اندامهای بدن دارند.

نتیجه بحث:

  • ابعاد 10 گانه هوش، استعدادهای کلان یا اصلی هستند.
  • هر استعدادی برای شکوفایی نیازمند فعالیت، تمرین و بعضا تلاش های طاقت فرسا است.
  • هرکسی درجه ای از استعداد را در هوش بدنی و سایر ابعاد هوش دارد.
  • آنهایی که در سطوح بالاتر این استعداد هستند، می توانند تا سطوح قهرمانی و حرفه ای ورزش کنند.
  • دستیابی به انعطاف و آمادگی بدنی برای هرکس به میزان استعدادش ضرورت دارد.
  • آمادگی جسمی علاوه بر ارتقاء سلامتی بر سایر ابعاد هوش نیز اثر مثبت دارد.
  • تربیت بدنی می تواند منشاء کامیابی شغلی، حرفه ای و اجتماعی کسانی باشد که در این بعد از هوش سرآمد هستند.
  • چنانچه متوجه علائم هوش بدنی بالا در فرزندتان شدید برای تعیین رشته ورزشی مناسب به مراکز استعداد یابی ورزشی مراجعه نمایید.

برای آشنایی با انواع هوش صفحه شناخت انواع هوش را ببینید.

هوش کلامی یا هوش زبانی و پرورش آن

هوش کلامی یا زبانی

هوش کلامی یا هوش زبانی عبارتست از توانایی کاربرد موثر زبان و ارتباطات کلامی در زندگی. تعریف ساده این بعد از هوش این است که دایره لغات فرد از چه تعداد واژگانی تشکیل شده و چقدر می تواند سلیس و واضح به بیان نظرات، احساسات و افکارش بپردازد. مشاهده ادامه

هوش هیجانی و راه‌های پرورش آن

هوش هیجانی و راه های تقویت آن

هوش هیجانی و راه‌های پرورش آن به دلیل نقش آن در میزان موفقیت کودک در زندگی اجتماعی آتی اش مورد توجه ویژه روانشناسان بوده و هست. مشاهده ادامه

هوش منطقی یا ریاضی و راه‌های تقویت آن

آشنایی با انواع هوش و هوش منطقی یا ریاضی

هوش منطقی یا ریاضی زودتر و بیش از هر نوع هوش دیگری شناخته شده است. هرچند هوش منطقی یکی از ابعاد نه گانه هوش محسوب می شود ولیکن مستقیما بر بهره وری سایر ابعاد هوش موثر است. این بعد از هوش به توانایی ذهن در تفکر منطقی و حل مسئله بر می گردد. هوش منطقی یا ریاضی قبل از اینکه نیاز به بیان و یا تصویرسازی از مسئله داشته باشیم با یک فرایند ذهنی دقیق و البته سریع، نظم منطقی بین اجزای یک مسئله را کشف و مسئله را با استفاده از اصول پایه منطقی عقل حل می کند.

به عبارت ساده هوش منطقی یا ریاضی یعنی؛ توانایی استفاده از استدلال، منطق و اعداد.

افراد علاقمند به محاسبات ریاضی، کسانیکه خوب استدلال می کنند و استدلال را خوب می فهمند و به عبارتی درک خوبی از دو دو تا چهارتا دارند، از هوش منطقی یا ریاضی بالاتری برخوردارند.

این همان بعد هوش است که در مدارس ما از گذشته اهمیت زیادی داشته است و بسیاری از آزمون های هوش موجود مثل آزمون ریون نیز بیشتر همین بعد را اندازه گیری می کنند.

هوش مصنوعی و رباتها نیز با الگوبرداری از این بعد از هوش انسان توسعه یافته اند.

فیلمهای زیادی که در مورد خطرات رباتها در آینده ساخته می شوند، دنبال بیان این مفهوم هستند که ربات ها نمی توانند از سایر ابعاد هوش انسانی برخوردار شوند و تکیه صرف بر این بعد هوش می تواند آینده بشر را با خطرات جدی مواجه نماید.

افراد دارای هوش منطقی یا ریاضی چه ویژگی هایی دارند؟

– به دنبال نظم و ترتیب در جهان هستند – کل را به اجزای تشکیل دهنده آن تجزیه می کنند -به صورت مفهومی با استفاده از الگوهای ریاضی و منطقی فکر می کنند و از نمادها برای توضیح ایده ها استفاده می کنند. – روابط بین اطلاعات و پدیده های مختلف بصورت انتزاعی و یا تجربی درک و کشف می کنند و به دنبال پیدا کردن علت و معلول هستند – این افراد همواره در مورد دنیای اطرافشان کنجکاوند، سوال های زیادی میپرسند، دوست دارند آزمایش کنند.

-الگوی ذهنی دارند. هرچه که می بینند و می شنوند یا با سایر حواس تجربه می کنند در ذهن آنها، در طبقه مخصوص خود، جای می گیرد و با همین طبقه بندی و الگوی ذهنی پدیده ها را درک و تحلیل می کنند. این الگوها تبدیل به عینکی می شوند برای مشاهده پدیده های جدید. این عینک می تواند نقطه قوت و برخی مواقع نقطه ضعف آنها در مشاهده دقیق پدیده ها شود. – یادگیری و به خاطر سپردن مطالب را نیز با کشف نظم و روابط بین پدیده ها انجام می دهند. بطور طبیعی به خاطر سپردن مطالب بدون برقراری رابطه بین اجزاء آنها برایشان سخت و یا غیر ممکن است. -این افراد بسیار راحت‌تر از دیگران تصمیم‌های منطقی و عملی می‌گیرند.

بچه هایی که در دبستان به درس‌هایی مثل علوم و ریاضی بیشتر علاقه دارند، در هوش منطقی یا ریاضی قوی ترند.

همه مردم از هوش منطقی یا ریاضی برخوردارند ولی هرکدام در نقطه ای از طیف ضعیف تا خیلی قوی و نابغه قرار دارند.

اگر حل مسئله را دوست دارید، اگر با مشکلات و کشمکش‌ها به شیوه‌ای منطقی و معقول روبه‌رو می‌شوید، اگر دوست دارید تجربه کنید، اگر در حساب‌وکتاب و کارهای مربوط به اعداد استعداد دارید، اگر به‌راحتی الگوها را تشخیص می‌دهید و اگر می‌توانید درمورد چیزهای مختلف به شیوه‌ای انتزاعی فکر کنید، همه‌ی اینها به این معناست که هوش منطقی یا ریاضی قوی‌تری دارید.

مهارتهای افراد دارای هوش منطقی یا ریاضی

کسانی که هوش منطقی یا ریاضی بالایی دارند در استدلال، شناسایی الگوها و تحلیل منطقی مسائل قوی هستند. این افراد به تفکر دربارهٔ مفهوم اعداد، روابط والگوها علاقه‌مندند.

• توانایی در تحلیل و حل مسائل • مهارت در دسته بندی و طبقه بندی مفاهیم و اطلاعات و کشف الگوها • استعداد بالا در فهم عملیات ریاضی • توانایی کسب مهارت بیشتر در حل مسئله • استعداد درک رابطه بین مفاهیم انتزاعی • علاقه‌مندی به انجام آزمایش‌های علمی • مهارت در انجام محاسبات پیچیده • مهارت در بکاربردن زنجیره طولانی از استدلال ها برای اثبات یک موضوع • فهم قوانین و روابط بین اشکال هندسی

انتخاب‌های شغلی افراد دارای هوش منطقی یا ریاضی بالاتر

• پژوهشگر و دانشمند • ریاضیدان • تحلیلگر آماری • فیزیکدان • برنامه‌نویس کامپیوتری • مهندس نرم افزار، برق، الکترونیک، تحلیل سیستمها، و … • تجزیه و تحلیل مالی • …

تقویت هوش منطقی در نوزادان

تقویت هوش در دوره نوزادی، بیشتر مبتنی بر تقویت آگاهی و هوشیاری در استفاده از حواس پنجگانه است. ارتقاء هر چه سریعتر توانایی نوزاد در درک، تفکیک و تشخیص : تفاوت رنگها، تفاوت اشکال، پیدا و پنهان تفاوت اندازه تاثیر مستقیم و موثری بر ارتقاء هوش منطقی، فضایی و … دارد.

پس از سه ماهگی :

– رنگ ها و شکل های گوناگون را می شناسد.

– مفهوم پنهان و آشکار را درک می کند.

– دسته ها و گروهها را تشخیص می دهد.

پس از شش ماهگی :

– اجزای چهره را می شناسد.

– مفهوم کم و زیاد را درک می کند.

– اجزای تشکیل دهنده یک طرح کلی را تشخیص می دهد.

پس از نه ماهگی :

– اعضای بدن را می شناسد.

– به مفهوم ثابت بودن شکل و اندازه اشیا پی می برد.

– مفهوم رابطه و فاصله بین اشیا را درک می کند.

تقویت هوش منطقی یا ریاضی در کودکان

تقویت هوش منطقی یا ریاضی ازیکسالگی به بعد امکانپذیراست اما آموزش ریاضیات باید از پیش دبستانی و با آموزش اعداد شروع شود و به مرور به کمک انواع بازی ها لذت حل مسئله های ریاضی به کودک چشانده شود.

برخی راهکارهای تقویت هوش منطقی – ریاضی در خانواده و مدرسه

– انجام بازی های دوستانه و خانوادگی مثل: دومینو، سودوکو و …

– کار با چرتکه

– حل کردن پازلها، بازیهای فکری پیچیده و معماهای ریاضی

– یادگیری و بکارگیری یکی از زبان های برنامه نویسی

– انجام بحث های علمی و ریاضی در خانواده و تحلیل موضوعات مختلف

– اعضای خانواده را به چالش بکشید. سوال کنید، راهکار بدهید و پاسخ ندهید. آنها را با قضایا و مشکلات درگیر کنید. از آنها راه حل بخواهید.

– مسئله طرح کنید وبا همفکری به سمت حل مسئله حرکت کنید.

– تمرین و حل مسائل ریاضی

– تلاش برای حل ذهنی مسائل ساده تر ریاضی

– بازدید از موزه های علمی، آسمان نماها و مرکز علمی

– اصول علمی که منزل یا محله شما را تحت تاثیر قرار می دهد را با کمک اعضای خانواده بررسی کنید.

– مشترک شدن در یک یا چند مجله علمی و پژوهشی مورد علاقه

– با مسائل ریاضی روزمره روبرو شوید : مثل محاسبه سود بانکها، نرخهای تورم، سود و زیان و …

– کار با تلسکوپ و میکروسکوپ برای بررسی پدیده های پیرامونی در محیط خانه و بیرون از خانه.

– آموزش ریاضی به دیگران

– تمرین مفاهیم ریاضی با کودکان با استفاده از اشیاء موجود مثل نخود و لوبیا، بلوک های ساختمان سازی یا لگو و …

– تماشای فیلم ها و کارتونهای علمی و مستند مرتبط با مفاهیم ریاضی یا انتزاعی.

اسباب بازی های مناسب برای تقویت هوش منطقی یا ریاضی در سنین کودکی

• انواع پازلجورچینلگودومینو • سودوکو • چرتکه • مکعب روبیک • شطرنج • …

ابعاد هوش در کودکان

آشنایی با انواع هوش و هوش منطقی یا ریاضی

ابعاد هوش یکی از ویژگی­ های پیچیده و مهم انسانی است. اغلب توانایی­ ها و استعدادهای فردی را به همین عامل هوش نسبت می‌دهند. هوش با اینکه امری کاملا روشن و بدیهی است، اما در عین حال پیچیده­ ترین مفهوم روانشناختی است و هنوز تعریف مشخص و واحدی توسط نظریه پردازان و روانشناسان برای این مفهوم ارائه نشده است. برخی از روانشناسان هوش را یک مفهوم یکپارچه و واحد می‌دانند. آنها به انواع هوش اعتقاد ندارند و معتقدند هوش یک عامل کلی است که بر اثر کسب تجربه و یادگیری، برخی جنبه­ های آن رشد می ­کند و برخی توانایی­ های فرد گسترش می­ یابد. در مقابل برخی دیگر از روانشناسان و متخصصان به هوش ­های چندگانه یا انواع هوش معتقدند. آنها می­ گویند هوش یک مفهوم کلی و یکپارچه نیست، بلکه هوش به چند دسته تقسیم می­ شود.

برخی روانشناسان مانند گاردنر در نظریه خود هوش را به 7 دسته تقسیم نموده است که عبارتند از: هوش زبانی یا کلامی، هوش منطقی یا هوش ریاضی، هوش فضایی، هوش بدنی- جنبشی، هوش موسیقی و هوش بین فردی یا تعاملی. بعد از او نیز برخی محققین سه بعد هوش معنوی، هوش طبیعی و هوش هستی‌گرا را به ابعاد هفت گانه او افزودند و ابعاد 10 گانه هوش را مطرح کردند. گاردنر معتقد است که در هر فردی یک یا چند نوع از هوش می­ تواند رشد کند. بنابراین او توصیه می ­کند معلمان و والدین باید دقت کنند تا دریابند کودکان در کدام یک از انواع هوش ­ها سرآمد و برتر هستند و آنها را در همان مسیر برای شکوفایی استعدادهایشان هدایت کنند (گاردنر، 2011). در ادامه به ویژگی­ های انواع هوش ­های چند گانه اشاره می­ کنیم که ممکن است به شما در شناسایی توانایی و استعداد کودک­تان کمک کند.

 

هوش بین فردی یا هیجانی

 کودکانی که دارای هوش هیجانی یا اجتماعی قوی هستند، معمولا قادرند با افراد مختلف تعامل و ارتباط خوبی برقرار سازند. این کودکان معمولا قادرند با همه گروه های سنی چه همسالان و چه بزرگسالان ارتباط و تعامل برقرار کنند. این کودکان اغلب شنوندگانی خوب، همدل و سازگارند و در بین دوستان و دیگر افراد به افرادی صلح جو شهرت دارند یا مربیان از آنان به عنوان کودکانی سازگار یاد می ­کنند. این کودکان می­ توانند احساسات افراد را به خوبی درک کنند. این کودکان در کنار دیگر همسالان به خوبی ارتباط برقرار کرده و لذا دوستان زیادی دارند و در گروه معمولا نقش رهبر را بر عهده دارند. آنها بازی ها و کارهای گروهی را بر بازی ها و کارهای فردی ترجیح می­ دهند و لذا ممکن است از اینکه مدام بخواهند در پارک یا خانه همسالان خود را جمع کنند، شما را خسته کنند.

این کودکان شخصیتی برونگرا دارند. بنابراین شرکت در ورزش های گروهی و تیمی برای این کودکان مناسب است. می ­توان تا حدودی دریافت مشاغل مناسب برای این کودکان باید با ویژگی­ های روانی و شخصیتی آنان سازگار باشد. آنها احتمالا در مشاغلی مانندمشاغل ذیل موفق‌ترند:

مدیریت، بازاریابی، وکالت، روانشناسی و …

 

هوش منطقی یا هوش ریاضی یکی از معروفترین ابعاد هوش

 کودکانی که دارای هوش منطقی یا هوش ریاضی قوی‌تر هستند، معمولا در مسائل انتزاعی مانند ریاضیات یا فیزیک توانایی و استعداد بیشتری از خود نشان می‌دهند.. این کودکان نسبت به دیگر همسالان خود، توانایی خوبی در فعالیت ­های ذهنی به ویژه بازی با اعداد و ریاضیات دارند. آنها به علوم و مسائل علمی علاقه نشان می ­دهند و همواره دوست دارند تا سر درآورند که وسایل مختلف چگونه کار می­ کنند. لذا گاهی ممکن است شما را با خراب کردن انواع اسباب بازی ها و وسایل مختلف، عصبانی کنند.

آنها معمولا عادت به شمردن و دسته بندی کردن اشیا دارند. این کودکان معمولا برای انجام کارها و فعالیت ­های خود راه و رسم ویژه­ و مخصوص به خود دارند. آنها معمولا کودکانی منظم و دقیق هستند و هر آنچه به آنها بدهید با دقت بررسی و واکاوی می کنند و شاید در انتها آنها را از هم بشکافند. این کودکان علاقه زیادی به حل معما و پازل دارند و می­ توانند مدت­ ها با آن سرگرم شوند. این کودکان عموما تمایل چندانی به کارهای گروهی و بازی های گروهی و تیمی ندارند و دوست دارند، تنهایی کار کنند یا بازی های انفرادی را ترجیح می­ دهند و احتمالا در آینده در مشاغلی همچون مشاغل ذیل موفق‌تر عمل خواهند نمود:

مهندسی، پزشکی، تحقیق و پژوهش، علوم پایه و…

 

هوش زبانی یا هوش کلامی یکی از مهمترین ابعاد هوش

 کودکانی که دارای هوش کلامی یا هوش زبانی قوی تری نسبت به همسالان خود هستند، همیشه علاقمندند تا در کتاب‌ها دنبال پاسخ سئوالات خود باشند. این کودکان علاقه زیادی به کتاب خواندن دارند یا دوست دارند والدین آنها برایشان کتاب بخوانند. آنها معمولا توانایی خوبی در فراگیری داستان و یادگیری شعر دارند. عموما علاقه دارند در مورد آنچه در کتاب خوانده‌اند و یاد گرفته‌اند، با دیگران صحبت کنند. این کودکان خزانه لغت گسترده دارند و همیشه به دنبال یادگیری کلمات جدید هستند و ممکن است شما را با سئوالات این چنینی که توضیح خواستن در مورد معنای کلمات مختلف است، خسته کنند.

آنها خیلی خوب قادرند خود و علائق خود را توصیف کنند و اگر دقت کنید دوست دارند همواره در نقش معلم چیزی را به دیگران بیاموزند چرا که از قدرت کلامی خوبی برخوردارند و خوب چیزی را توضیح و توصیف می­ کنند. آنها از معما و سئوال پاسخ دادن لذت می ­برند و معمولا در بین همسالان و دیگر افراد به پرحرفی شناخته می ­شوند.

 

هوش موسیقایی

 کودکانی که دارای هوش موسیقیایی قوی‌تری هستند، معمولا در حوزه موسیقی از خود توانایی­‌ها و استعدادهای خاصی را نشان می‌دهند. این کودکان از همان سنین ابتدایی ریتم ­ها را به خوبی تشخیص داده و استعداد ویژه‌ای در یادگیری شعر دارند. آنها در کلاس موسیقی معمولا درخشش خوبی دارند و اغلب علاقمندند تا خواننده یا موسیقی­‌دان شوند.

این کودکان اغلب با خود شعری را زمزمه می ­کنند یا شعری را برای خود می ­خوانند و گاهی ممکن است با شعر خواندن ­های مداوم و بلند شما را آزار دهند. آنها اغلب سی دی ­های شعر و موسیقی می­ خرند. بنابراین توجه کنید شاید این کودکان در ریاضی ضعیف باشند یا علاقه ای به داستان های علمی نداشته باشند، ولی در حوزه موسیقی موفق خواهند بود.

هوش فضایی یا تجسمی

 کودکانی که هوش فضایی یا تجسمی قوی دارند معمولا هنرمندانی ذاتی هستند. این کودکان نسبت به دیگر همسالان خود، بسیار جزئی‌نگر و دقیق هستند و قدرت تجسم ذهنی بسیار زیادی دارند به طوری که قادرند هر چیزی را با جزئیات زیاد تصور کنند. آن‌ها در تصویر سازی، نقاشی، انیمیشن و گرافیک استعداد خوبی دارند و در درک و شناسایی رنگ ­ها و ترکیب آنها نیز مهارت دارند. این کودکان عاشق رنگ، وسایل نقاشی، عکس و عکاسی کردن هستند و دوست دارند با عکس ها فیلم یا کارتون بسازند.

ممکن است روی دیوار اتاق­شان پر از عکس و تصویر و برچسب باشد. معمولا علاقه دارند تصاویر روزنامه و کتاب را قیچی کنند و شاید اینگونه شما را عصبانی کنند. این کودکان می­‌توانند ساعت­‌ها با رنگ و وسایل نقاشی خود سرگرم شوند. آنها از مسائل پیچیده، ماز، حل معما و پازل های پیچیده لذت می‌برند. این کودکان به دلیل همان قدرت زیاد تصویر سازی فضایی- ذهنی­ شان، تخیلی بسیار قوی دارند و لذا در امور هنری بسیار موفق‌اند و  تقریبا هر چیزی را که تصور می‌کنند، قادرند حتی گاه با جزئیات کامل ترسیم کرده یا بسازند. بنابراین کلاس‌های هنری مانند نقاشی، انیمیشن، گرافیک، عکاسی، تصویرسازی و … برای این کودکان مناسب است. آنها قابلیت خوبی دارند تا هنرمندانی عالی شوند.

هوش بدنی – حرکتی یکی از ابعاد هوش

 یکی دیگر از ابعاد هوش به قابلیت‌های حرکتی و جسمانی کودک بر می‌گردد. کودکانی که دارای هوش بدنی – حرکتی قوی هستند، شاید با مداد رنگی و کاغذ میانه‌ی خوبی نداشته باشند و در کل از بی­‌تحرکی یا یک جا نشستن زیاد خوششان نیاید، در عوض در فعالیت­ های بدنی و جسمانی استعداد خوبی دارند. این کودکان معمولا مدام در حال جست و خیز و انجام حرکات بدنی هستند و به راحتی می ­توانند از لبه ­های باریک یا روی سطوح باریک با حفظ تعادل راه بروند. علاقه زیادی به انجام حرکات آکروباتیک و کشتی گرفتن دارند.

این کودکان عموما در هنگام صحبت کردن با همه اجزای بدنشان حرف می­‌زنند یعنی مدام دست‌ها و پاهای خود را نیز در هنگام صحبت کردن به کار می‌گیرند. آنها در هماهنگی و  تعادل بدنی استعداد خوبی دارند و معمولا فعالیت‌­های بدنی و مهارت­‌های حرکتی را خوب یاد می­‌گیرند. کلاس های ورزشی به ویژه اسکیت، آکروبات، اسکی، باله و… برای این کودکان مناسب است.

آنها به دلیل هوش بالای جنبشی- حرکتی خود، هنرپیشه، ورزشکار یا بدلکاران ماهری خواهند شد.

 

هوش طبیعت­ گرا

 کودکانی که هوش طبیعت­ گرا در آنان قوی و پررنگ­‌تر از همسالان‌­شان است، عاشق طبیعت و حیوانات هستند. این کودکان علاقه زیادی به حیوانات دارند و به احتمال زیاد از شما خواهند خواست تا برایشان یک حیوان خانگی تهیه کنید.

آنها از نگهداری و رسیدگی به حیوانات یا گیاهان لذت می­‌برند. آنها دوست دارند همواره در پارک یا باغ و کوه باشند و عاشق جست و خیز در چمن ­ها و باغبانی و ور رفتن با گل و گیاه هستند. این کودکان همچنین علاقه زیادی به حشرات، حیوانات منقرض شده مثل دایناسورها و باستان شناسی دارند. معمولا از فیلم ها و داستان های مربوط به دایناسورها لذت می­ برند. ممکن است همیشه سی ‌دی­‌ها یا کتاب­‌های مربوط به حیوانات بخرند و شاید علاقمند به جمع کردن و سازمان دادن انواع برگ، سنگ یا حشرات مختلف مثل پروانه ­ها باشند.

در طبیعت ممکن است مدت ­ها با یک حشره سرگرم باشند یا زمین را برای یافتن خانه مورچه­ ها و موریانه ­ها کاوش کنند. در نقاشی­ هایشان همواره می ­توان تصاویری از طبیعت، حشرات، حیوانات و … را مشاهده کرد. این کودکان در مدرسه معمولا تحقیقات علمی و دروس علمی مانند علوم تجربی، زمین شناسی یا زیست شناسی را دوست خواهند داشت. شاید مشاغلی مانند باستان شناسی، پزشکی به ویژه حوزه تشریح، زمین شناسی، زیست شناسی یا گیاه شناسی و … برایشان مناسب باشد.

نتیجه بحث

هرگز نباید انتظار داشت که همه کودکان دانشمند یا پزشک شوند و دنیای ما فقط به دکتر و مهندس و خلبان نیاز ندارد، بلکه به هنرمند، موسیقی­دان، کارگر فنی، ورزشکار، باستان شناس، معلم و … نیز نیاز دارد. بنابراین سعی نکنید تا موضوع پرورش هوش و استعدادهای کودک خود را فقط به سمت و سویی که خود می‌خواهید سوق دهید، بلکه باید کودکان را در مسیری قرار داد تا با تجربه انواع فعالیت‌ها به رشد مناسب در ابعاد مختلف استعدادهای خود دست یابند.

بر این اساس دکتر گاردنر برای مهدکودک ­ها و مدارس و به طور کلی نظام آموزشی نیز توصیه ­های فراوانی دارد، او معتقد است کودکان نباید همگی در همه‌ ی فعالیت‌ها یا در همه‌­ی دروس مدرسه سرآمد و نابغه باشند و مربیان و معلمان باید به اصل مهم تفاوت­‌های فردی و منحصر به فرد بودن هر کودک توجه کرده و به کشف توانایی‌ها و استعدادهای فردی کودکان بپردازند. او رسالت نظام آموزشی را شکوفا کردن استعدادها می‌‌داند (گاردنر، 2011).

متخصصان تعلیم و تربیت نیز توصیه می­‌کنند که شما والدین گرامی لطفا فقط دنبال ساختن یک کودک نابغه و تمام و کمال نباشید، بلکه تلاش کنید تا فردی موفق را به جامعه تحویل دهید. بنابراین تحمیل عقاید و علائق شخصی شما والدین عزیز به کودکان، نه تنها ثمری نخواهد داشت، بلکه آینده کودک شما را نیز با مشکلات و مسائل زیادی مواجه خواهد نمود. تنها وظیفه مهم شما فراهم نمودن بستری مناسب برای رشد هوش و استعدادهای درونی کودک‌تان است. خود کودک به تدریج به سمتی که علاقه و استعداد بیشتری دارد متمایل خواهد شد و به انتخاب مسیری مبتنی بر توانایی‌های برجسته‌تر خود خواهد پرداخت.

 برای مطالعه بیشتر در مورد ابعاد هوش صفحه شناخت انواع هوش یا مقالات تقویت هوش کودک را ببینید.

منبع:

Armstrong, Thomas .(2009). Multiple Intelligences in the Classroom 3rd ed. Alexandria, VA: Association for Supervision and Curriculum Development.

Gardner, Howard.(1993). Multiple Intelligences: The Theory in Practice. New York:   Basic.

Gardner, H. (2011). Frames of mind: The theory of multiple intelligences. Basic books.

Gardner, Howard. (2000). Intelligence Reframed:  Multiple Intelligences for the 21st Century.  New York:  Basic.

 

 

برای مشاوره در زمینه استعدادیابی و برنامه ریزی راهبردی توسعه منابع انسانی در سازمان، دپارتمان توسعه سرمایه انسانی شرکت راه‌کارهای هوشمند اقتصادی و مدیریتی آریافن گستر را ببینید.

فلش کارت آموزشی کودک و تقویت نیمکره راست مغز

فلش کارت آموزشی کودک

فلش کارت آموزشی کودک از جمله ابزارهای آموزشی است که با تکیه بر فعال سازی و بهبود عملکرد نیمکره راست مغز توسعه یافته است. همانطور که کار کردن یک عضله آن را قوی تر می کند، بازی با فلش کارت آموزشی کودک نیز به ورزیده شدن مغز کمک می کند. مشاهده ادامه

سوالی دارید؟ با ما صحبت کنید!
گفتگو در واتساپ